سيريك طاهرويي

سيريك با مردم آزاده وسخت كوش

سلام دوستان

به کی بگیم واز کی گلایه کنیم

اشتباه نگیرید وبلاگ عشقای دروغین سیریک طاهرویی مال من نیست

متاسفانه بعضی از شماها رو وبلاگ من نظر میدید و از من گلایه مندید

که چرا به عشقا توهین کردی .

بازم میگم اون من نیستم پس نظرات وبلاگ هرکس را به وبلاگ خودش بدید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 11:23  توسط فرزاد  | 

شهر من طاهرویی
 
غربت نگاهم را هیچ نگاهی پاسخ نداد و خواهش دلم را هیچ آدمی نشنید.مگر این جا شهر مجسمه های سنگی ست؟نه صدای تپش قلب عاشقی،نه آوای محزون دل غمزده ای؛همه سر در گریبان خویش،زانو زدنت را می بینند اما زیر شانه هایت را نمی گیرند.نه...نه،نمی توانم باور کنم که این شهر،شهر من باشد.شهر من،شهر گلهای شقایق و دلهای عاشق است.شهر من جایی برای زمین خوردن ندارد.شهر من شهری ست به لطافت پوست شب.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 12:33  توسط فرزاد  | 

جغرافياي طبيعي سيريك

زمين شناسي

بيشترسرزمين سيريك دردورانهاي گذشته زير آب بوده و با گذشت زمان طولاني از زير آب بيرون آمده است. خاك زمينهاي جنوب طاهرويي و برخي از برجستگيهاي اين منطقه كه از شن ماسه پديد آمده است و آكنده از سنگواره هاست اين نظريه را تاييد مي كند.

شناخت شهرستان سيريك  

وجه تسميه سيريك

نام سيريك در گذشته كه جزبلوچستان بود در كتيبه هاي داريوش هخامنشي در بيستون و تخت جمشيد «ماكا»يا مكه ضبط شده است .

اين سرزمين را در زمان ساسانيان كوسون مي گفتند ، اما قديمي ترين نام آن «ماكا» يا «مكه» است. اين نام ها تا پيش از ظهور اسلام ،ميان مردم محل معمول بوده است؛زيرا در قرن  اول هجري كه اعراب بر اين سرزمين دست يافتند ، نام آن «مكران» بوده است و جغرافي نويسان اسلامي نيز آن رابا همين املا ضبط كرده اند.

به عقيده هولديچ،جهان گرد انگليسي،مكران ازدو واژه فارسي «ماهي»و«خوران »يعني ماهي خوران است كه بر اثر كثرت استعمال ، تبديل به مكران شده است .

سايكس مي نويسد:(در ايام سلطنت اسكندر كبير، مكران را به واسطه قرب جوار دريا،ايكتيوفاجييا ماهي خوران وناحيه مشرف به داخله كشور را گدورسيا مي ناميدند.

يونانيان به مكران« اراباه»نيز مي گفتند ، زيرا نئارك،دريا سالار اسكندر مقدوني – كه به سال٣٣٦ق.م. با كشتيهاي تحت فرماندهي خودازمصب رود سند گذشته وبه سواحل مكران و تنگه هرمز رسيده است  - مي گويد : «اوايل آبانماه(مطابق با دوم اكتبر٣٣٦ق.م. مصادف با سال يازدهم سلطنت اسكندر سفر تاريخي خود را شروع كرديم . اوايل آذرماه همان سال به سواحل اراباه(نام يوناني مكران) رسيديم .

برخي بر اين باورند كه در گذشته هاي بسيار دور در سرزمين مكران باتلاق وجود داشته است و ارانيا يا ايرانيا در زبان سانسكريت به معني «باتلاق»است و از تركيب اين واژه با مكه تلفظي پديد آمده است كه به مرور زمان به مكران «سرزمين باتلاقها»اطلاق شده است .

در حوالي سند، مكران را با كاف مفتوح تلفظ مي كنند ، از اين رو مي توان گفت كه مكران مركب از دو كلمه ران (باتلاق)ومكا،است.

به هر حال قرنها سر زمين كنوني شهرستان سيريك ، مكران ناميده مي شده است جهانگردان عرب نيز به نام مكران يا مكوران از اين منطقه ياد كرده اند.

منابع طبيعي سيريك

پوشش گياهي

باوجود باران كمي كه در سال مي بارد وكوتاهي فصل ريزش باران، گیاهان ودرختان این منطقه می توانند چندين سال درمقابل خشكي مقاومت كنندوزنده بمانند ودرنتيجه،هرچندسال يكبار كه باران كافي مي بارد ،درمدت كوتاهي انواع گلها و بوته هاي طبيعي- كه در نوع خود بي نظيرند- از زمين سر در مي آورند ومنظره خشك اين سرزمين را دگرگون مي سازند و به طبيعت اين منطقه جلوه وحياتي ديگر مي بخشند .

به هر حال در پوشش گياهي اين منطقه تنوع گياهي مشاهده مي شود زيرا در برخي نقاط آن،همانند جزاير سوماترا،كائوچومي رويد و در بعضي جاها،مانند سرزمين هند درختان انبه و انجيرهندي يافت مي شود. بطور كلي در مسير رودها ودامنه ارتفاعات به علت وجود رطوبت بيشترودرجه حرارت كمتر، جنگلها ونباتات طبيعي ومتنوع ومتراكم تري وجود دارد. پوشش گياهي شهرستان سيريك با توجه به شرايط وموقعيت جغرافيايي منطقه از اين قرار است :

١)درخت گز: گزدرايران گونه هاي متعددي است كه غالبا به صورت درختچه ،وگاهي درختي است. بطور كلي اين درخت در نواحي مختلف ايران از جمله در مناطق مختلف ايران از جمله در مناطق گرمسير، كويروگهگاه در اراضي شوره زارنيز ديده مي شود.

٢)درخت كنار: كنار درختي است متوسط كه ارتفاع آنبه٢٠يا٢٥متر مي رسد. اين درخت درنواحي گرمسيركشور مخصوصا سيريك مي رويد؛داراي تاجي گرد و درهم رفته است. برگهاي آن به طور متناوب، تخم مرغي يا بيضي و چرمي شكل است وبر سطح آن سه رگبرگ برجسته جلب نظر مي كند. درقاعده بزرگ دو گوشوارك خاردارديده مي شود.

ميوه ان بيضي شكل گرد به رنگ قهوه اي است. برگ كنار نيز داراي ارزش زياد است وگرد سبز رنگي كه در بازار به نام سدربه فروش مي رسد، از ساييدن برگ اين درخت به دست مي آيد. ميوه كنار نيز خوراكي است وچوب برون آن سفيد پشت گلي وچوب درون آن به رنگ سرخ شاه بلوطي مي باشد وسخت وسنگين و قابل ارتجاع است.

٣) درخت كهور : كهور، درختي است گرمسيري با برگهاي ريزو خارهاي تيز، تنه آن كج ومعوج مي باشد وداراي چوبي سخت و شكننده است. ارتفاع آن گاهي از ده متر تجاوز مي كند؛ولي تنه كهور اغلب پيچ وخم دارد .

٤)درخت كرت :اين درخت از درختان نواحي گرمسيري است كه در شهرستان سيريك ومناطق جنوبي ايران به صورت وحشي مي رويد. ارتفاع آن به 15متر مي رسد؛از پوست تنه آن صمغ عربي به دست مي آيد. ميوه هاي آن كشيده ،بند بند ومسطح است وپوست تنه آن داراي تانن مي باشد كه براي دباغي به كار    مي رود. نام محلي اين درخت در سيريك «چش» ،دركرمان ودر هند ،«بابول»است.

٥)كلير:كلير،درختي كوچك ،زيبا وعاري از برگ است كه تاجي گرد وشاخه هايي باريك وسبز دارد.كلير از درختان گرمسيري محسوب مي شود ودر بلوچستان در حوالي چابهار ونيك شهر وجود دارد.چوب تنه آن ليمويي رنگ است.

زندگي جانوري

الف-آبزيان

ماهي ها:در سال ١٩٣٦م./١٣١٥ش.دكتر هرالدبلگواد،رييس مركز زيست شناسي كشور دانمارك،ازسوي دولت ايران دعوت شد ،تا درباره منابع حياتي خايج فارس ودرياي عمان ،از جمله انواع مختلف ماهي هاي آن ومناسب بودن آنها جهت مقاصد صنعتي ،مطالعاتي انجام مي دهد.اين مطالعات در سالهاي ١٩٣٧و١٩٣٨م./١٣١٦و١٣١٧ش.صورت گرفت .براساس اين تحقيقات معلوم شد كه در خليج فارس وآبهاي ساحلي جنوب ايران ،از جمله سواحل بلوچستان در حدود دويست نوع ماهي وجود دارد كه از نظر تنوع ودارا بودن ذخيره پروتيين از غني ترين ذخاير كشور به شمار مي روند وداراي اهميت فراوان هستند .اهميت وجود اين ماهي ها وقتي واضح تر مي شود كه بدانيم نسل ماهي درياي خزردر شرف انقراض است.

از طرفي اگر صيد به صورت اصولي و صنعتي انجام شود ،مي توان به مقدار عظيمي به كشورهاي خارج صادر نمود.

 درزير مشخصات چند نمونه ازمعروفترين انواع ماهي هاي خوراكي وغير خوراكي كه در آبهاي ساحلي سیریک به سر مي برند،به طور اختصار ذكر مي شود:

اول- ماهي حلوا:ماهي حلوا در تمام آبهاي سواحل جنوب ايران يافت مي شود واز بهترين ولذيذترين انواع ماهي هاي اين سواحل است. وزن اين ماهي به طور متوسط به٦٥/٠كيلوگرم مي رسد.

دوم- ماهي قباديا شير ماهي:ماهي قباد،در نواحي چابهار وجاسك فراوان است ودر حوالي بندر عباس وبندر لنگه هم يافت مي شود .اين ماهي ،سطحي وسريع الحركت است.به وسيله تورهاي شناور يا قلاب صيد مي شود. صيادان،گوشت آن رامعمولا نمك مي زنند وخشك مي كنندوبه هندوستان وسيلان صادر مي كنند .ماهي قباد يكي از بهترين ماهي هاي خليج فارس ودرياي عمان وگوشت آن بسيار لذيذ است .

سوم- ماهي هامور:اين ماهي داراي گوشت لذيذاست واز ماهي هاي خوراكي عالي سواحل جنوب محسوب مي شود .وزن متوسط اين نوع ماهي ٤تا٦كيلوگرم است وبه وسيله ي تله ماهي وقلاب صيد ميشود.

چهارم- ماهي سنگسر:اين ماهي درامتداد همه ي سواحل جنوب ايران يافت مي شود ووزن متوسط آن حدود ٤٠٠گرم است.

پنجم- ماهي سرخو:انواع اين ماهي مخصوصا نوع قرمز رنگ بزرگ آن در تمام سواحل جنوب ايران يافت مي شود.وزن متوسط آن به ٤كيلو مي رسد.ماهي سرخو يكي از بهترين ماهيهاي خوراكي محسوب مي گردد.گوشت آن سفيدوبسيارلذيذاست.

ششم-ماهي ساردين:ماهي ساردين يا هشينه يا مومغ ،در خليج فارس ودرياي عمان صيد مي شودوبراي صيد اين نوع ماهي از تورهاي بزرگ ساحلي استفاده مي كنند.اندازه ي آن كمي بزرگتراز ساردينهاي اروپاست ،اما تركيبات روغني آن كمتر وگوشت آن خوشمزه است.    

هفتم- میگو: شاه میگو در منطقه سیریک به مقدار کم یافت می شود. میگو یکی از مواد اولیه بسیار ارزنده کارخانجات کنسرو است و گوشت آن بسیار لذیذ و مقوی است.

 

شاخصهای اجتماعی  سیریک

نژاد،دین و زبان

الف)نژاد:

ایرانیانی که در« اوستا »از آنان  یاده شده است،طوایف اولیه سرزمین ایران و دارای ارتباط مستقیم  با آریانهای اصلی هستند. بنا به عقیده پژوهشگران این مردمان در گذشته های بسیار دور،در دشت پامیر ،آسیای میانه ،فلات ایران،ارمنستان،ارتفاعات کارپات (درجنوب روسیه امروزی)،سواحل رود دانوب سفلی،آلمان،اسکاندیناوی یا به دیگرسخن در شمال اروپا زندگی می کرده اند. بعد ها بر اثرازدیادنفوس وعلل دیگر

دیگر  از حدود ٤٠٠٠سالق.م.ازاین سرزمینهابه مهاجرت پرداختند وهر دسته ای به جانبی  رهسپارشده  و در آن اقامت گزیده است .

در هزاره دوم قبل میلاد عناصرتازه ای در فلات ایران پدیدار می شود.

گروهی از قبایل آریایی در مشرق  ایران ،در سرزمینی اسکان می یابند که حدود آن بتقریب چنین است :

از شمال رود جیحون

ازمغرب، مازندران،ری و اصفهان

از جنوب،بلوچستان ،مکران و  کرمان

از مشرق ،ارتفاعات هندوکش،دره سند و پنجاب.

این سرزمین همان عرصه حماسه های شاهنامه و نخستین قلمرو آیین زرتشت است.

یک دسته ازاین قبایل از راه خوارزم به سوی بلخ و حوالی آن سرازیر شدند و در حدودشرقی وشمال شرقی ایران کنونی ساکن شدند وبعد ها همین گروه به سوی مغرب پیش آمدند وبه شعب و قبایل متعدد تقسیم شدند.

پادشاهان هخامنشی،بیشتراین سرزمینهاواقوامی را که درآن جازندگی می کردند زیر فرمان درآوردند ودر شش کتیبه زمان داریوش بزرگ از  جمله «کتیبه بیستون»-که درآغاز سال ٥٢٠ق.م.به فرمان داریوش به صخره ای از کوه بیستون کنده شده است-از ٢٣ایالت ازجمله ایالت ماکایا یا مکران که جزءقلمرو پادشاهی داریوش بودند نامبرده شده است.

بدون شک «قوم بلوچ»از همین اقوام آریایی جدا شده وپس از گذشتن از مناطق شمالی به جنوب  آمده اند؛نزدیکی و قرابت زبان بلوچی به زبان باستانی «اقوام مدی»موید این تصویر است.

نژادشناسان،بلوچ ها را چنین  توصیف کرده اند:«بلند قد،بینی بلند وبرجسته ،موپرپشت سیاه،چشم سیاه،پوست گندم گون».

با این توصیف وبا توجه به بررسی و اندازه گیریهای انجام شده توسط دانشمندان از طول بدن همه طوایف وقبایل (در حال ایستاده و نشسته )من جمله قوم بلوچ ،آشکار شده است که مشخصات نژادی بلوچ ها وآریایهاکاملاشبیه و یکسان است و قوم بلوچ،ایرانی نژادو همانند:کرد،تاجیک و مکرانی شعبه ای از نژاد آریایها هستند .

بیشتر پژوهشگران ایرانی و خارجی معتقدند که نژاد ایرانی خاصه نژادبلوچ،از زیباترین نژادهاست وعلی رغمقرب جوار با کشور های عربی ،از ساکنان آن مرز و  بوم متمایز هستند.

اوژن اوبن فرانسوی می گوید:«در سلسله جبال غربی و جنوبی ،کردها،لرهاوبلوچ ها نمونه هایی ازنژاد خالص ایرانی اند که کاملاخالص        و دست نخورده باقی مانده اند.»

برتن انگلیسی می گوید :«بلوچ هیچ شباهتی به فرزندان اسماعیل ندارد؛چشمانش درشت وسیاه،مانند چشمان پارسی است وبسان دیدگان عرب،ریز،ناآرام وآتشین نیستند. بالایش بلند،خوش اندام و ایرانی وار.»

پرفسورکین بلوچ ها را از نژادتاجیک دشتی می داند.

با توجه به مطالب مذکور می توان گفت که قوم بلوچ از روزگاران کهن در این سرزمین ساکن بوده اند و قدمت آنان به تاریخ مدون ایران می رسد .بنابراین بلوچ آریایی نژادوایرانی اصل هستند.

زبان مردم سیریک

با توجه به موقعیت اقلیمی و جغرافیایی سیریک در استان هرمزگان  مردم به دو زبان بلوچی و سیریکی(شهری یا بندری)صحبت می کنند

بیشترین گویش مردم شهرستان سیریک گویش بلوچی است که آن را از جهت هیاَت قدیمی بسیاری از لغات باید از لهجه ایرانی شمرد.گویش بلوچی با زبان و تلفظ پهلوی اشکانی وپهلوی اوایل ساسانی نزدیک است زیرا که بر اثر سختی رفت و آمد درتمام قرون گذشته وعدم آمیختگی با دیگر گویش ها،صورت اصلی کلمات و لغات اصیل نگاه داشته  است؛مثلاّدر گویش بلوچی واژه روچ که در فارسی قدیم به صورت روز

و در فارسی امروز روز تلفظ می شود،نسبت به  رئوچه در متون باستان فقط اندکی تغییر کرده است همچنین واژه کپته به معنی «افتاده »درپارسی میانه به صورت کلمه مستعار کفت شناخته شده است؛ولی در فارسی جدید مستعمل نیست. این واژه ها نشان می دهد که چویش بلوچی تا چه حد در مقابل تغییرات صوتی مقاومت کرده است .

زبان بلوچی از نظر زبان شناسی و شناختن ریشه بسیاری ازواژها و سابقه برخی اصلاحات رایج در زبان فارسی از منابع مهم است.

دین مردم  سیریک

مردم سیریک پیرو دین اسلام ومذهب سنی حنفی و شافعی هستند معدودی شیعه مذهب نیز میان آنان یافت می شود که بیشتر درقسمت شمالی این منطقه ونزدیک به شهرستان میناب ساکن هستند وهمچنین تمامی اهل تشیعی که در شهر سیریک زندگی می کنند مهاجر می باشند .

 

ویژگیهای قومی مردم سیریک و طاهرویی

اخلاق وعادات

سیریکی انسانی آزاده ،میهمان نواز ،راستگوی ،ناموس پرست ،دلیر ، سخت کوش و جنگجوست .مردم سیریک به تاثیرشرایط خاص و محیط خویش ،پردوام وبردبار هستند .

 مردم سیرک  بلوچ اند وتحمل آنها دربرابر مشکلات و سختی ها زیاد است که به جرات تمام می تونم بگم که درهیچ یک ازطوایف دیگر ایران چنین خصوصیتی وجود ندارد .مردم سیریک سخت پایبند اعتقادات مذهبی و دینی خویشند نماز خود را به موقع به جای می آورند وهمچنین درسخت ترین شرایط روزه می گیرند و شکستن روزه را بزرگترین گناهی بزرگ می شمارند .

اعیاد و جشنها

سیریکی ها به همان نسبت که به مراسم مذهبی توجه دارند در میان اعیاد مذهبی بیشتر از همه برای دوعیدفطر وقربان اهمیت قایل هستند و با توجه به معتقدات مذهبی خویش تشریفات ویژه ای برای این دو عید مقرر می دارند.

برخی از باورهای سیریک

ضرب المثل

برخی ضرب المثلها که در گویش بلوچی جنوبی (مکرانی)رواج دارد به شرح زیر است:

-مرد به نام امری ،نامرد به نان :یعنی ((جوانمرد برای نام خودمیمیرد وناجوانمرد برای نان))

- جوهر مرد غیرتنی : یعنی «اصل بلوچ،غیرتو همت است.»

- دروغ به مردآعیبن: یعنی«دروغ برای مرد عیب است »

زنا شویی

مراسم زنا شویی (جنی مردی)در تمام سیریک یکسان است؛اما در جزئیات تفاوت هایی میان مردم شهر سیریک با روستاهای اطراف وجود دارد .

در اطراف سیریک (روستا ها) جوانان خیلی زود (15تا18)سالگی ازدواج    می کنند. بیشتر ازدواجها بدون توافق پسر ودختر با یکدیگر و بدون تصمیم قبلی آنان صورت می گیرد.

خواستگاری:

خواستگاری (کاسدی)بدین ترتیب است که سرپرست پسر جهت خواستگاری به منزل پدر دختر می رود وپس ازساعتی که می نشیندوچای می نوشد و شربتی می  خورند سر صحبت را باز می کند وموضوع را با پدر و مادر دختر در میان می گذارند و پدر دختر برای پاسخ متناسب چندروز مهلت می خواهد.

خواستگاری ممکن است میان روستایی با روستای دیگر یا از یک شهر با شهری دیگر صورت پذیرد.مادر دختر موضوع را با دختر خود در میان می گذارد؛این مذاکره به معنی حق انتخاب به دختر نیست بلکه به او اطلاع می دهد و تصمیم نهایی پس از مشورت اعضای خانواده دختر اتخاذ می شود.

مهریه

چنانچه که کار به توافق انجامید،پس دو خانواده برای تعیین مهریه (صداق )وارد مذاکره می شوند میزان مثقال طلایی که به عنوان مهریه تعیین می شود درمیان طوایف و قبایل مختلف سیریک متفاوت است.

خانواده پسربابت مهریه باید مقداری از آن را به صورت نقد بپردازد وبقیه همراه مهریه به صورت قرض در تعهد داماد باقی می ماند. .

ج- مراسم حنا بندان

مراسم اصلی عروسی در سه شب برگزار می شود که شب اول و دوم  دوزٌکی نامیده می شود در این دو شب عروس و داماد را در دو محل جداگانه نگاهداری می کنند ممکن است که این دو شب تا یک هفته هم طول بکشد؛این مراسم اکنون معمول است.لوتی ها (نوازندگان)دراین روزها سازو دهل می زنند ومجلس را گرم  می کنند.

مراسم تولد و شب شش کودک

نخستین شبی که کودک به دنیا می آید، با دعا و نازینک به مناجات    می پردازند و بدین طریق تشکر قلبی خود را به پیشگاه خداوند متعال که فرزندی به آنان عطا فرموده است عرضه می دارند.

شش شبانه روز اول تولد فرزند را جشن می گیرند و در این شبها ترانه ای به نام «نازینک» در وصف کودک می خوانند. نازینکهای مخصوص نوازد پسر به موضوعاتی از قبیل مردانگی، دلیری وجنگاوری اشاره دارد و در آنها آرزو     می شود که نوزاد در بزرگی، مردی سلحشور و خوش قول بار آید و در نازینکهای ویژه نوزاد دختر برای او وفا و عفت و عصمت آرزومی شود.

مراسم تولد تا شش شب ادامه دارد وبه آن شب ششک یعنی شب زنده داری می گویند. برای شب ششم مراسم خاصی دارند، آهنگ وترانه مخصوص این شب لارو ونازینک نام دارد.

اگر نوزاد دختر باشد، یک گوسفند یا گاو و اگر پسر باشد دوگوسفند یا گاوقربانی می کنند. از دعوت شدگان با شیرینی پذیرایی میشود و زنها هم بر سر نوزاد روغن می مالند.

مراسم عزاداری

مراسم عزاداری به سیریکی فاتحه خونی نامیده می شود. عزاداری سیریکی ها، هنگامی است که کسی از آنان فوت شود؛ در این هنگام مردانِ منسوب به متوفی، عمامه ای سفید به سر می بندند و زنان نیزبا این که بیشتر اوقات لباس سیاه بر تن دارند، سعی می کنند که حتما ملبس به لباس سیاه باشند. در این مراسم ترانه و آهنگ مُتک خوانده می شود.

مراسم«تغسیل» یا«تدفین» نیز تقریبا همانند سایر نقاط ایران است؛ولی از آنجا که در اغلب نقاط غسالخانه ندارد، بقرای انجام غسل،زمین را قدری گود می کنند و مقداری علوفه در آن پهن می کنند و جسد متوفی را روی علوفه ها می گذارند و سپس اعمال غسل را به جای می آورند.

در هنگام کفن کردن نیز نواری (شال) که از کفن جدا می شود، دور کمروبدن میت می پیچند و پس از قرار دادن جسد یا به گویش جنوبی مُردگ  در قبر، نوار را باز می کنند و پس از آن مراسم خاکسپاری را انجام می دهند.

در این هنگام امام واسه مرده دعا می کند واز خدا می خواهد به خانواده متوفی صبر بدهد وپس از آن همه به خانه متوفی باز می گرند و پس از نوشیدن چای وعرض تسلیتی متفرق می شوند.

معمولا بستگان متوفی افرادی را که در مراسم تدفین حضور داشته اند، به نهار دعوت می کنند ونزدیک ترین فرد به متوفی سه روز در خانه می ماند؛ زیرا مردم روستا و دیگران در این مدت برای تسلای خاطر او به دیدنش می روند. در این هنگام بستگان به صاحب عزا می گویند: خدا تره دلداری دآ ،روز سوم نیز به عمل خیر طبخ و توزیع غذا( خرج) می پردازند و دعوت شدگان پس از صرف ناهار برای آمرزش روح مرده فاتحه  می خوانند.

پس از گذشت هفت ،چهارده ،چهل روز از تاریخ فوت، اهالی را به ناهار دعوت می کنند و پس از صرف ناهار فاتحه می خوانند و روز چهلم بعد از بستن جایگاه متوفی ،سپس هر کس به خانه خود می رود. بدین ترتیب آخرین احترام نسبت به فرد فوت شده به عمل می آید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 12:43  توسط فرزاد  | 

سیریک طاهرویی

تقدیم به :

مردم آزاده و سخت کوش سیریک و طاهرویی

سیریکی انسانی آزاده ،میهمان نواز ،راستگوی ،ناموس پرست ،دلیر ، سخت کوش و جنگجوست .مردم سیریک به تاثیرشرایط خاص و محیط خویش ،پردوام وبردبار هستند .

 مردم سیرک  بلوچ اند وتحمل آنها دربرابر مشکلات و سختی ها زیاد است که به جرات تمام می تونم بگم که درهیچ یک ازطوایف دیگر ایران چنین خصوصیتی وجود ندارد .مردم سیریک سخت پایبند اعتقادات مذهبی و دینی خویشند نماز خود را به موقع به جای می آورند وهمچنین درسخت ترین شرایط روزه می گیرند و شکستن روزه را بزرگترین گناهی بزرگ می شمارند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 19:51  توسط فرزاد  |